خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

405

نهج البلاغة ( فارسي )

بار خدايا ، مىخواهم كه مرا در برابر قريش و آنان كه قريش را يارى مىكنند يارى فرمايى . آنان پيوند خويشاوندى مرا بريدند و منزلت مرا خرد شمردند و براى نبرد با من ، در امرى كه از آن من بود ، دست به دست هم دادند . سپس در جايى گفتند حق آن است ، كه آن را بستانى و در جاى ديگر گفتند كه آن را واگذارى . و هم از اين خطبه [ در ذكر اصحاب جمل ] بيرون شدند و حرم رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) را با خود به هر سو كشاندند ، آن گونه كه كنيزى را براى فروختن به هر سو مىكشانند . او را به بصره بردند ولى آن دو ، زنان خود را در خانه نشاندند و پرده نشين رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) را به خود و ديگران نشان دادند و همراه سپاهى به راه انداختند . سپاهى كه در آن ميان حتى يك تن نبود كه به فرمانبردارى من گردن ننهاده باشد و به دلخواه و بدون اكراه با من بيعت ننموده باشد . بر عامل من و نگهبانان بيتالمال مسلمين و ديگر مردم بصره تاخت آوردند . بعضى را در حبس يا اسارت كشتند و بعضى را به غدر و نيرنگ از پاى در آوردند . به خدا قسم ، حتى اگر يك تن از مسلمانان را به عمد و بىهيچ جرمى كشته بودند ، كشتار همهء آن لشكر بر من روا بود . زيرا همهء آنان در كشتن آن مرد حاضر بوده‌اند و كشتن او را منكر نشمرده‌اند و به دست و زبان ياريش نكرده‌اند و حال آنكه ، از مسلمانان به شمارهء سپاهيانى كه به شهر داخل كرده بودند ، كشتار كرده‌اند .